جنگ انگلیس و فارس
حمید محوی حمید محوی

 

مقالات کارل مارکس و فردریش انگلس

در بارۀ استعمار

 

انتشارات پروگرس ، چاپ مسکو 1977

 

6

 

 

کارل مارکس

 

جنگ انگلیس و فارس

 

30 اکتبر 1856

مترجم : از فرانسه بفارسی توسط حمید محوی

 

 


"اعلان جنگ انگلستان یا بطور مشخص کمپانی هند شرقی  علیه پارس(الف)، در واقع یکی از ترفندهای ماهرانه و ماجراجویانۀ سیاست خارجی انگلیس در آسیاست که به مدد آن تا پیش از این نیز تصرفات خود را در این قاره گسترش داده بود. به محض اینکه کمپانی هند شرقی روی هر یک از دولت های حاکم و مستقل و یا روی هر منطقه ای که واجد منافع سیاسی و تجاری و طلا و ثروت است، نگاهی طمعکارانه می اندازد، قربانی نیز فورا به نقض واقعی و یا خیالی این و یا آن قرار داد متهم می شود. قربانی متهم می شود که عهدنامه و یا قرار دادی را زیر پا گذاشته و یا مرتکب اهانتی ابهام انگیز شده است.

 و دیری نمی پاید که جنگ علیه او اعلان می شود.
اخبار دائمی در باب محور شرارت، به افسانۀ گرگ و گوسفند شباهت زیادی دارد، که تاریخ انگلستان را به خون آغشته می سازد. انگلیس در طی سالیان متمادی در فکر تصرف موقعیت مناسبی در خلیج فارس بود و به طریق اولی به جزیرۀ خارک که در بخش شمالی این آبها واقع شده است چشم طمع دوخته بود. سر جان مکلم (1) مشهور که چندین بار به مقام سفیر در پارس گماشته شده بود بدون وقفه در مورد این جزیره در انگلستان تبلیغ می کرد، و در این پندار بود که این جزیره قابلیت آن را دارد تا به یکی از مراکز شکوفان و پر رونق تجاری تبدیل شود. ازاین جهت که در مجاورت بوشهر، بندر ریگ(2)، بصره (3)، و ال ختیف (4) است. و انگلستان از هم اکنون جزیره و بوشهر را تحت تصرف خود دارد. سر جان این جزیره را به عنوان نقطۀ مرکزی، برای روابط بازرگانی با ترکیه، عربستان و پارس تصور می کرد. جزیره ای که آب و هوای مناسب و واجد تمام خصوصیات سرزمینی مستعد و شکوفان است. در این دوران، سفیر کمی بیش از سی و پنج سال دارد و غالبا نظریات و مشاهداتش را تحت نظارت لرد مینتو(5) که والی شهر است به تحقق می رساند و هر دو در پی اجرای طرح مشترکی هستند.
سر جان جهت اشغال جزیره به فرماندهی واحد عملیات نظامی گماشته شده بود و می بایستی بطور عاجل حرکت می کرد، ولی به او دستور می رسد که به کلکته بازگردد. به این ترتیب سر هارتفورد جان(6) را به نیّت ماموریت دیپلماتیک به فارس اعزام می کنند. در طول اوّلین محاصرۀ هرات توسط فارسها در سالهای 1838-1837 بر اساس همان بهانه های تردید آمیزی که گویی از این پس مدافع حقوق افغان هاست، یعنی همان قومی که با آن رابطۀ مودت آمیز مرگباری داشته است، جزیرۀ خارک را تصرف می کند ولی به علت شرایطی خاص و بطور مشخص به علت دخالت روسیه، مجبور می شود طعمۀ به چنگ آورده اش را رها کند. تلاشی که اخیرا دوباره تجدید شد، پیروزی های فارس در هرات بود که این بهانه را بدست انگلیس داد که شاه فارس را به عدم حسن نیّت نسبت به او متهم کند و جهت پیمودن نخستین گامها بسوی اعمال خشونت، جزیره را به اشغال خود درآورد. بنابراین مشاهده می کنیم که در طول نیم قرن، انگلستان سعی کرد تسلط خود را در دربار پادشاهان امپراتوری فارس تثبیت کند ولی موفقیت چندانی نصیبش نشد. چنین پادشاهانی، با اینحال هیچگاه فریب تملق گویی های دشمنانشان را نمی خوردند و اغلب، از هماغوشی های خائنانه روی برمی گرداندند، چرا که از رفتار انگلیسی ها در هند آگاه بودند. فارس ها جملۀ فتحعلی شاه را بسال 1805 بخاطر می آورند که می گفت : « به پیشنهادات کشوری تاجر و حریص که جان آدمیزاد و تاج پادشاهی را معامله می کند، نباید اعتماد کرد.» در تهران پایتخت فارس، نفوذ انگلستان در پائین ترین درجه است، زیرا اگر توطئه های روس ها را بحساب نیاوریم، فرانسه از موقعیت ممتازی برخوردار است، و از این سه گروه دزد دریایی و راهزن، بریتانیا همان کسی است که فارس باید از او بیش از همه بترسد. درحال حاضر، سفیری از جانب فارس بطرف پاریس حرکت کرده است، و شاید هم که تا کنون به آنجا رسیده باشد. دربارۀ مشکلاتی که در فارس روی داده است، قویا محتمل است که موضوع مذاکرات دیپلماتیک باشد. در واقع، فرانسه نسبت به اشغال جزایری در خلیج فارس بی اعتنا نیست. این مسئله به شکل حادتری مطرح می شود، از این جهت که فرانسه برخی مدارک را بیرون می کشد که بر اساس آن گویی خارک توسط پادشاهان فارس به او واگذار شده است. اولین بار در سال 1708 در عصر لوئی چهاردهم و دومین بار در سال 1808 . در واقع این مورد یاد شده، مربوط به واگذاری چند امتیاز و حق بهره برداری مشروط بوده است ولی همین کافی بود تا جانشینان لوئی  چهاردهم که به اندازۀ کافی ضد انگلیسی بودند، حقوق خود را روی این جزیره مطالبه کنند. اخیرا روزنامۀ انگلیسی (7) در پاسخ به روزنامۀ فرانسوی(8) بنام انگلیس از حق هر گونه دخالت قدرت طلبانه در اروپا به نفع فرانسه صرفنظر می کند ولی رسیدگی به امور آسیا و آمریکا را در تعلق ملت انگلیس می داند و هیچ قدرت دیگری حق دخالت در آن را ندارد. با اینحال می توان تردید داشت که لوئی بناپارت چنین تقسیم بندی را به رسمیت شناخته باشد. در هر صورت سیاست خارجی فرانسه در تهران، در جریان آخرین منازعات انگلیس و فارس، با بی رغبتی از انگلیس پشتیبانی کرد، و از این جهت که مطبوعات فرانسه چنین مدارکی را بیرون کشیده بودند و دعاوی «گل» ها(9) را بر خارک مطرح می کردند، پیش بینی می توان کرد که انگلیس حمله به خارک و تجزیه فارس را بازی ساده ای تلقی نکند."

 


توضیحات مترجم
الف : در این متن نام کشوری که امروز بنام ایران می شناسیم به شکل
Perse نوشته شده است. نام ایران پیش از دوران رضا شاه، امپراتوری فارس بوده است. البته این موضوع را با احتیاط می گویم. ولی قدر مسلم این است که نام ایران در عصر رضا شاه باب شد.


واژگان لاتین
1-
Gaul نام قدیمی فرانسه. گل ها در اینجا به مفهوم فرانسوی ها است
2-
Sir John Malcolm
3-
Bender-Rig
4-
Bassora
5-
El-Katif
6-
lord Minto
7-
Sir Hartford Jones
London Times-8
9-
Journal des débats

 

 

 


March 31st, 2008


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
علمي و معلوماتي